مادر
مادر است دیگر
.
.
.
.
.
.
.
.
گاهی،،،گاهی که نه همیشه آرزومند آرزوهای فرزندانش است...
من با کتونیم قدم میزنم زیر بارون و به تو فکر می کنم
- سهم من از دنیا نداشتن است -
- تنها قدم زدن در پیاده رو ها -
-و فکر کردن به کسی که هیچ وقت نبوده! -
دلتنگی سهم ماست
از خاطراتی که یک روز خاطره نبودند
زندگی بودند
گاهی لازمه
کر کره زندگیمو بکشم پایین
یه پارچه سیاه بزنم رو درش و بنویسم
کسی نمرده فقط دلم گرفته
می سپارمت به لبخند ها...
گر چه خودم مهمان بغضهای بی دلیلم!