ما و زندگی!
صداقت = یادش گرامی
غیرت = به احترامش سکوت
معرفت = یابنده پاداش میگیرد
مرام = قطعه ی شهدا
عشق= از دم قسط
من با کتونیم قدم میزنم زیر بارون و به تو فکر می کنم
صداقت = یادش گرامی
غیرت = به احترامش سکوت
معرفت = یابنده پاداش میگیرد
مرام = قطعه ی شهدا
عشق= از دم قسط
پـنـجـره ها کـلافـه اند از سـنگیـنی ِ نگـاه منتـظـــــــرم ...
چشم هایم به جهنم
به پشت سرم نگاه می کنم شاید هنوز کسی مرا دوست داشته باشد
اما افسوس: همه کاسه ی آب به دست منتظر رفتن من هستند
اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمی درند
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند
شکسته ام،میفهمی؟
به انتهای بودنم رسیده ام!
امااشک نمیریزم!پنهان شده ام پشت لبخندی که خیلی درد دارد
عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده
امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست…
و غمــت سـهم ِ مــن!
گاه دلتنــــــــــــــگ می شوم
دلتنـگ تر از تــــــــــــــمام دلتنگی ها
حسرت ها را می شمــــــــــــــارم
و باخــــــــــــــتن ها
و صــــــــــــــدای شکستن را!
نمی دانم من کدامین امید را ناامیــــــــد کردم
و کــــــــــــــدام خواهش را نشنیدم
و به کدام دلتنگیــــــــــــــ خندیدم
که چــــــــــــــنین دلتنگم
باید یکی توی زندگیت داشته باشی،
که فاصله ی “دلم تنگ شده”و “دارم میام دنبالت”
بیشتر از چند ساعت نباشه.
الیک:البت ما که نداریم شما دنبالش باشین.
شب که می شود
شروع می شود ای کاش های من
برای داشتن
ﻏﺮﯾﺒــــﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻫـﯿﭻ . . .
ﺩﻭﺳـــــــﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﮔـﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺧﻂ ﺑﯿﺸﺘﺮ
ﺣﻮﺻــــــﻠﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧـــــﺪ
نشانه میگیری
سنگ می اندازی و بعد خنده کنان !
لِی .. لِی .. لِی ..
پای میکوبی و میروی !
بد جور با دلم “بــــــــــازی” میکنی !
درد دارد وقتی من عاشقانه هایم را می نویسم
دیگران یاد عشقشان میفتند و تو هنوز بی خیالی !
خـوابَم نِمے بَــرَد
بِه هَمـه چیز فِکر کَـرده اَم
بیشتَر بِه تُــو
وَ می دانَــم کِه خوابــے
وَ قَبل اَز بَسته شُدَن چَشــم هآیَـتــــ
بِه هَمه چیــز فِکــر کَرده ای
جُـــز مَـن!
تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم!
من را به من نبودن محکوم نکن!
من همانم که درگیر عشقش بودی!
یادت نمی آید؟!
من همانم!
حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم!
تو سکوت می کنی
فریاد زمانم را نمی شنوی!
یک روز من سکوت خواهم کرد!
تو آن روز
برای اولین بار
مفهوم “دیر شدن ” را خواهی فهمید!
آنقدر مدارا کردهام , که دیگر مدارا عادتم شده
وقتی خیلی نرم شدی , همه تو را خمّ میکنند
اینـــو آویــــــــــزه گوشت کــن!
مگـــه نخوآستــی بــــری؟!
پس اینکــــه گــــریــــــــه می کــــنم یــآ نـــه!
اینــکه شــــآدم یــــآ نـــه!
اینکـــه مو...آظب خــــودم هستــم یـــآ نــه!
بـه خــودم ربط دآره
تـــو کـــه بـــه خــــواسته ات رسیـــدی.
رفتـــی...
پس دیگــــــــه ســـــــآکت شو لعنتی
اشتبــــــاه از مــن بــود
پـر رنـــگ نوشتـــــــــــه بودمـت
به سختــــی پاکـــــ میشـــوی
ولـــی پاکـــت میکـــنم.
کفشهایم را نده
پا برهنه میروم تا در تنهایی خود
با نگاه کردن به پاهایم عبرت بگیرم
که من کجا و تو کجا!
بــرای جـذب دخـتـری کـه چــشـم و دلش سیر بـاشه
لازم نـیــسـت "پــولــدار" بـاشـــی
فـقــط کــافـیـه "شــــخــــصیــــت" داشـتــه بــاشــی!